من ملک بودم وفردوس برین جایم بود 

 آدم آورد در این دیر خراب آبادم

  سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

  نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست

 چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم