من ملک بودم وفردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:41 توسط منتظر
|